تبليغاتX
 آرام ترین فریاد -

 

ماهي قرمز توي آكواريوم خيلي چيزها درباره آزادي شنيده بود.

حس مي‌كرد شيشه‌هاي ضخيم آكواريوم خفه‌اش مي‌كنند.

به هر بهانه‌اي خودش رو به شيشه آكواريم مي‌كوبيد يا از آب بيرون مي‌پريد.

 بالاخره يك روز در دريا رهايش كردند،

 هنوز چند ثانيه نگذشته بود كه آب شور دريا سرش رو به دوران انداخت

 و امواج دريا گيجش كرد.

بعد هم به طرف ماهي‌هاي بزرگتر رفت و طعمه آنها شد.

ماهي كوچك نمي‌دانست آب شور و مواج دريا هر چند بي نهايت آزاد است

 ولي براي ماهي كوچكي مثل اون همان آكواريوم كوچك خوب است.

 

 

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 18:22 توسط پریسا |

ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم.
غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

Home
Email
Night Skin